نمیدونم انگیزه م از این که اومدم اینجا چی بود . یه حسی منو کشوند شاید . همون حسی که جدیدا داره بم میگه چرا 2.1 تکرار شد ، ولی 1.6 نه ؟

این حس هم فکر کنم از لحظه ای متولد شد که رفتم وبلاگ خودم و روژین رو خوندم . بعد مال ستاره رو . بعد مال خودم و همین چند روز پیش هم اینجا رو


تابستون پیارسال با خودم میگفتم کلاس 1.6 همیشه بهترین کلاس واسه من میمونه . فک میکردم  وقتی میخوام خاطرات 1.6 ای بودنم رو از اول سال تحصیلی مرور کنم ، یه فیلم میاد تو ذهنم . یه فیلمی که لحظه به لحظه ش رو حفظم . یه فیلمی که همه ی صحنه هاش برام واضح ِ واضح ِ . یه فیلم با کیفیت Full HD . ولی الان دیگه اون تصاویر واضح دارن محو میشن ...

"1.6" توی نظرش تو پست قبل گفته بود "فک کن چه جنبشی توی این وب بوده و دیگه نیست..."
راجب این فقط میتونم بگم دوست عزیز جلوی گذشت زمان رو هیچ وقت نمیتونی بگیری . ولی جمله ت داره منو میسوزونه ... این که چه جنبشی تو این وب بوده و دیگه نیست . این که من چه عشقی داشتم نسبت به همکلاسی هام ولی الان واسه خیلیاشون شدم در حد بهاره خواجه پور . این که هیچ کدوم از این خاطرات یادم نمیاد . این که اگه بخوام خاطرات فرزانگانی م رو مرور کنم ، از تاریخ اول مهر 1388 تا 24 خرداد 89 یه سری تصویر سفـیـد میبینم . این که چه اشکایی واسه تموم شدن این سال لعنتی ریختم ولی الان در کمال بی شعوری میگم 1.6 به پای 2.1 هیچ وقت نمیرسه . این که دارم تلقین میکنم . میدونم دارم تلقین میکنم . هیچ سالی به خوبی سال اول نبود . این که دیگه 1.6 ای نیست . 1.6 ایا دیگه پیش هم نیستن . این که 1.6 ایا دلشونم حتی نمیخواد پیش هم باشن . این که من دارم از ته دلم آرزو میکنم زمان به عقب برگرده . این که من اینجا نشستم و دارم چرتوپرت میگم بلکه خالی شم و  این که میدونم که کسی نمیاد اینجا که این چرتوپرتای من رو بخونه ...

این که میبینم این فیلم داره محو و محو تر میشه ...


من هنوزم 1.6 رو میپرستم . :x :) :(